نقد و بررسی بازی Cyberpunk 2077

پس از سالها انتظار و تاخیر سرانجام جدیدترین ساخته استودیو CD Projekt Red منتشر شد. این استودیو خوشنام و با سابقه که ساخت و انتشار عنوان محبوب The Witcher را در کارنامه ثبت کرده است، در سال 2012 از پروژه جدید خود به نام Cyberpunk 2077 رونمایی کرد. از زمان اولین معرفی بازی تا همین چند ماه پیش نام سایبرپانک 2077 عضوی جدایی ناپذیر از اخبار صنعت بازیهای ویدئویی بود. آنقدر خبر و شایعه از بازی به بیرون درز پیدا کرد که کاربران دیگر تحمل انتظار کشیدن را نداشتند. همانطور که احتمالا میدانید بعد از آخرین تاخیری که بازی خورد برخی از کارکنان استودیو سی دی پراجکت رد حتی به مرگ هم تهدید شدند. همین موضوع نشان دهنده میزان حساسیت مخاطب نسبت به بازی است. بازی از زمان اعلام اولین تاریخ انتشار سه بار تاخیر خورد و هر بار هم تیم توسعه دهنده دلایل مختلفی برای تاخیر بازی ارائه میداند که همین امر هم موجب ابراز خشم طرفداران شد. با گیم پاس همراه باشید تا به بررسی بازی Cyberpunk 2077 بپردازیم و ببینم استودیو لهستانی سی دی پراجکت رد بعد از 12 سال چه چیزی برای مخاطبان آماده کرده است.
داستان
داستان بازی جز معدود نقاط مثبت و در واقع امیدوارکننده بازی است. ترکیب و توازن خوبی را در بخش داستانی بازی شاهد هستیم، بطوری که تصمیمات شما در طول روند بازی روی داستان بازی هم تاثیر میگذارد (البته نه آنچنان تاثیر مهمی که تیم توسعه دهنده سالها روی آن مانور تبلیغاتی میداند).
بازی از جایی آغاز میشود که شما باید شخصیت اختصاصی خود یعنی V را خلق کنید. بعد از شخصیسازی V که از جزئیات و گزینههای زیادی هم برخوردار است شما باید یکی از سه نقش در جامعه Night City را انتخاب کنید. شما سه نقش برای انتخاب کردن دارید: Nomad, Street Kid, Corpo
من بازی را با نقش Nomad شروع کردم. از نقاط قوت بازی در زمینه داستانی توحه زیاد و زیبا به مفهوم خانواده و جامعه است. علیرغم اینکه شخصیت V یک تروریست، قاتل و خلافکار محسوب میشود، شما میتوانید از V یک شخصیت آرام و خوب بسازید. در واقع میتوان گفت عناصر نقش آفرینی بازی حتی در زمینه داستانی بازی هم وجود دارد. در بین این سه نقش هر کدام را که انتخاب کنید، در ابتدای بخش آن شاهد اتفاقات هیجان انگیزی هستیم، به نوعی میتوان گفت بازی داستان خود را مهیج و با روند خوبی شروع میکند. همهی این نقشها شخصیتها و اتفاقات گوناگونی را برای شما به ارمغان خواهد آورد. تاثیر انتخاب نقشها شاید بیشتر در اوایل بازی مشهود باشد و رفته رفته نقشها در بخش داستانی بهم متصل میشوند.
نکته قابل ذکر این است که شروع بخش داستانی در نقش Nomad نسبت به دو نقش دیگر ملایمتر است و میتوان گفت هیجان کمتری هم دارد.
داستان بازی در شهری به نام Night City روایت میشود، شهری که به دلیل طمع و آشوب به ویرانی نزدیک شده. مدیران شهر آدمهای فاسدی هستند که برای رسیدن به پول و قدرت از انجام هیج کاری امتناع نمیکنند، شهروندان Night City ظلم زیادی را در این شهر تحمل میکنند.
موضوعی که حتما باید در نظر بگیرید این است که بازی از نظر داستانی درگیر کننده و سرگرم کننده است. با تمام مشکلاتی که در زمینه فنی شاهد آن هستیم ( در ادامه نقد و بررسی بازی Cyberpunk 2077 به تمام این مشکلات اشاره خواهیم کرد) بازی توانسته داستانی دوست داشتنی و سرگرم کننده را روایت کند.
سایبرپانک 2077 مثل سایر عنوانهای ساخته شده توسط CD Projekt Red یک بازی داستان محور است، یعنی داستان در بازی حرف اول را میزند. بنظر میرسد توسهه دهندگان بازی بیشتر وقت خود را روی داستان بازی و نوشتن دیالوگها صرف کردند، چرا که علاوه بر روایت یک داستان پر هیجان و پر افت و خیز بازی دیالوگها خوب و قابل قبول هم دارد، که میتواند تا مدتها در ذهن مخاطب نقش ببندد.
به هر کدام از شخصیتهای بازی به اندازه مناسبی پرداخته شده و ارتباط برقرار کردن با شخصیتها کار سختی نیست. وقتی با شخصیت V در بازی همراه هستید، دوستان و دشمنان زیادی در Night City پیدا خواهید کرد، که رد و بدل شدن احساسات با دوستان و درگیریهای زیبا با دشمنان باعث میشه داستان بازی حس تازگی و زنده بودن خودش را تا ساعتهای پایانی حفظ کند. یکی دیگر از نقاط قوت بازی در زمینه داستانی، پیوند زدن داستان و گیم پلی است، بعنوان مثال شما اگر رشته شغلی Nomad را در ابتدای بازی انتخاب کنید، با پیشروی در بازی و دوست شدن با سایر شخصیتها میتوانید مهارتهای nomad آن شخص را کم کم فرا بگیرید و این نوع روایت داستانی بازی از خلاقیتهای قابل تحسین تیم توسعه دهنده محسوب میشود.
علاوه بر داستان اصلی بازی، شما در طول ماجراجویی در night City کلی داستانهای ریز و درشت دیگر را خواهید شنید و با آنها همراه خواهید شد و نکته مثبت بازی اینجاست که هر کدام از این داستانها هم جذاب هستند و شما را تا سرانجام داستان با خود همراه میکنند.
یکی از مشکلاتی که در بخش داستانی بازی شاهد آن هستیم این است که مراحل فرعی بازی به یک شکل و آن هم تماسهای تلفنی پشت سر هم به شما محول میشه و این برای بازیای که در داستان کلی خوب عمل کرده و خلاقیت داشته یک نمره منفی محسوب میشود.
گیم پلی
چند ساعت ابتدایی بازی همه چی خوب و درست پیش میره و بعد از چند ساعت حس میکنید یک بمب داخل بازی گیم پلی بازی منفجر میشه و همه چی بهم میریزه. عملا باگهای فنی تبدیل به جز جدایی ناپذیری از بازی میشوند و همهی زیبایی بازی را تبدیل به زشتی میکنند.
سایبرپانک 2077 از نظر آزادی عمل در محیط بازی شبیه به سری بازیهای Assassin’s Creed است و سیستم هک کردن بازی از سری Watch Dogs الهام گرفته شده است. این سیستم هک کردن بازی باعث میشه شما همهی مراحل و ماموریتهای بازی را با کشتن و شلیک کردنهای پی در پی پشت سر نگذارید و به نوعی تنوع در بازی را بالا میبرد، مخصوصا اگر طرفدار سبک مخفیکاری در بازی هستید میتوانید از قابلیت هک کردن باز به بهترین شکل استفاده کنید. هر چند شخصا خیلی از قابلیتهای هک کردن و مخفیکاری بازی استفاده نکردم و بیشتر مشغول شلوغ کاری و خرابکاری در بازی بودم. این شلوغ کاریها به نوعی باث میشه آیتمهای بیشتری را بازی در اختیار شما قرار بده که برای ارتقای شخصیت V این آیتمها ضروری هستند.
از نقاط مثبت و جذاب بازی در زمینه گیم پلی این است که تمام آیتمهای موجود در بازی به پیشرفت شما در ارتقای V کمک خواهند کرد و عملا هیچ چیزی در بازی بی استفاده نیست. ابن موضوع باعث میشه که ماموریتهای فرعی بازی هم اهمیت بالایی پیدا کنند چرا که آیتمهای ارزشمندی را در اختیار شما قرار میدهند.
سیستم پاداش دهی بازی (Rewarding) به شدت عادلانه و خوب عمل میکند. اگر قبلا بازیهایی مثل Farcry را تجربه کرده باشید، میدانید که بازی با هر بار تصرف کردن پایگاههای دشمن به شما جایزهای میداد که برای باز کردن اسلحههای جدید و مهارتهای جدید مورد استفاده قرار میگرفتند، اما نکته اینجا بود که این جوایز اصلا عادلانه نبودند و خیلی به پیشرفت شما در بازی کمک نمیکردند، به همین دلیل بازیکن ترجیح میداد بیشتر به سراغ مراحل داستانی و اصلی بازی برود تا جوایز عادلانهتری دریافت کند. اما در سایبرپانک 2077 این مشکل اصلا دیده نمیشه و تعادل خوبی بین جوایز در ماموریتهای فرعی و اصلی بازی برقرار است، این امر باعث میشه مخاطب برای انجام همه ماموریتها اشتیاق داشته باشه.
یکی از مشکلات اساسی بازی در بخش Inventory است. مدیریت آیتمهای جمع آوری شده در بازی به شدت سخت و زمانبر است و این برای بازیای به بزرگی Cyberpunk 2077 که پر از آیتمهای ریز و درشت است، به شدت آزاردهنده است. اگر تیم توسعه دهنده بازی کمی وقت و خلاقیت بیشتری برای بخش Inventory و رابط کاربری این بخش خرج میکردند، قطعا مخاطب زمان کمتری برای مدیریت آیتمهای خود صرف میکرد و بیشتر به بازی کردن میپرداخت.
مشکل اساسی دیگری که در بازی وجود دارد این است که به علت وجود باگهایی برخی از ماموریتهای بازی اصلا انجام نمیشوند و شما باید بارها از Save قبلی خود بازی را بارگزاری کنید تا شاید مشکل آن حل شود. چیزی در حد یک فاجعه.
وجود این قبیل از مشکلات باعث شده سونی اقدام به حذف بازی Cyberpunk 2077 از استور رسمی خود یعنی Playstation Store کند.
گرافیک
همانطور که گفیتم شروع بازی و معرفی شهر Night City در ابتدای بازی بسیار زیباست و خبر از تجربه یک بازی با کیفیت بالای بصری میدهد، اما هر چقدر که از زمان بازی میگذرد انگار بازی کیفیت خود را در همه زمینههای فنی از دست میدهد.
نورپردازیهای خوب و طراحی با جزئیات چهرههای بازی از نقاط قوت بازی در زمینه گرافیکی محسوب میشه و استودیو سی دی پراجکت رد با طراحی شهر نایت سیتی توانست حال و هوای شهر را به زیبایی به تصویر بکشد. هر منطقه، هر کوچه و هر خیابان نایت سیتی حال و هوای مخصوص به خود را دارد، از قدم زدن در کوچههای تاریک بازی که پر از معتادان و خلافکاران است، تا بازارهای شلوغ و پر سر و صدا یک تجربه شیرین در بازی به حساب میآیند، اما مشکلات گرافیکی باعث میشه شیرینی تجربه بازی به تلخی تبدیل بشه
تنوع بالای وسایل نقلیه در بازی و جزئیات هر کدام از آنها هم دیگر نقطه قوت بازی در زمینه گرافیکی و بصری محسوب میشود.
وقتی ساعتهای ابتدایی بازی سپری میشود سر و کله مشکلات بازی هم پیدا میشود، بازی به یکباره تبدیل به یک عنوان ناقص و آشفته میشود که به هیچ وجه نشان از یک بازی نسل هشتمی و بهینه ندارد و عملا برخی از لحظات در بازی حس میکنید بازی یک نسل جا مانده.
در سایبرپانک 2077 همه زیباییهای ابتدای بازی به سرعت تبدیل به زشتی و ضعف میشوند. NPC هایی به یکباره داخل زمین فرو میروند، روی صندلیهایی مینشینند که اصلا وجود ندارند، ماشینهایی که ناگهان و بدون هیج برخوردی به آسمان پرتاب میشوند و مهمترین مشکل بازی که افت ناگهانی فریم ریت است، معدود مشکلاتی از مشکلات بیشمار بازی محسوب میشوند. فریم ریت بازی در هنگام تعقیب و گریزها و شلیک و درگیری حتی تا زیر 10 فریم بر ثانیه هم میرسد، این مشکل روی پلی اسیتشن 4 پرو بیداد میکنند.
موسیقی و صداگذاری
بازی در زمینه موسیقی و صداگذاری به ضعیفی سایر بخشها نیست و مشکل حاد و خاصی در این زمینه داخل بازی وجود ندارد. هماهنگی خوبی بین گیم پلی بازی و موسیقی برقرار است و باعث میشود بازیکن از حرکات خود داخل بازی لذت بیشتری ببرد. صداگذاری شخصیتها یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی است. بازیگری صدا و صداگذاریها آنقدر خوب است که میتوان از صحبت کردن با هر کدام از شخصیتهای بازی لذت برد. تنوع در صداگذاری اسلحهها هم قابل قبول است و بازی در این زمینه مشکل خاصی ندارد، هر چند که میشد در برخی از جزئیات دقت بیشتری کرد، مثلا صدای شلیک در محیطهای باز و بسته تفاوت آنچنانی با هم ندارند.
پخشکننده صوتبازی Cyberpunk 2077 در حال حاضر برای همه پلتفرمها در فروشگاه اینترنتی گیم پاس موجود میباشد.